یه روز خوب!
اومدم با چندتا عکس از ارشیای نازم .دو سه روز پیش داشتیم سر ظهر برمیگشتیم خونه که خیلی اتفاقی و بدون برنامه ریزی قبلی تصمیم گرفتیم ناهارمونو توی پارک بخوریم! آقای همسر زحمت خریدن ناهارو کشید و با امکانات داخل ماشین یه پیکنیک ساده رو برگذار کردیم.هوا خیلی خوب بود و محیط پارکم آروم و تمیز ... به ارشیا واقعا تو اون چند ساعت خوش گذشت. کلی دُوید و بازی کرد ... با اینکه از قیافش خیلی راحت میشد فهمید که خسته شده ولی اصلا دلش نمیخواست بریم خونه.آخرش با کلی وعده و وعید راضیش کردیم به خونه رفتن ، در عوض اونم از ما کلی قول گرفت که زودِ زود دوباره بیایم اینجا.
پسرکم! با اینکه تقریبا مطمئن بودم به این زودیا نمیتونیم بیایم ولی قولشو بهت دادم . نمیدونم چرا؟؟؟




مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یه روز خوب!
